اگر به دنبال اعتماد به نفس بالا هستید این 7 راهکار را یاد بگیرید

در اولین روز حضورم در آکادمی پلیس ، احساسی شبیه به یک ابرقهرمان نداشتم. اما بعد از چهار ماه طاقت فرسا از قرار گرفتن در موقعیت های خطرناک و دردسرآفرین ، اعتماد به نفس لازم برای کارم را ایجاد کردم. افزایش اعتماد به نفس هدف اصلی آکادمی است، قبل از اینکه آنها مأموران را با اسلحه و نشان به بیرون بفرستند.

 

روزهایی بود که قلبم تند می زد و کف دستم عرق می کرد و فقط به چالش های جدیدی که پیش روی من بود فکر می کردم. اما یاد گرفتم که موفقیت باعث اعتماد به نفس من نخواهد شد، بلکه این اعتماد به نفس و توانایی هایم هست که باعث موفقیت من خواهد شد.

 

روزهای اول پر از تردید بودم. من هرگز کسی را پیش از این دستگیر نکرده و از سارق و مجرم چیزی نمی دانستم. این چالش ها مرا به خارج از منطقه امن و آسایشم سوق داد. احساس می کردم در دنیای ناشناخته ها هستم و نمی دانستم چگونه روی پاهایم بایستم.

 

اما من آرزوی خود را برای موفقیت در این کار حفظ کردم و به جلو رفتم.

 

می خواهم بگویم كه كارآفرینان ، رهبران و صاحبان مشاغل ممكن است با همان ترسهایی كه در آكادمی پلیس با آنها روبرو بوده ام ، روبرو شده باشند؛

اما در 24 سال حضورم در اداره پلیس ، تنها کلمه چهار حرفی که هیچگاه نگفتم "نمی توانم" بود.

 

اعتماد به نفس سنگ بنای رهبری است. اگر به خودتان اعتقاد ندارید ، دیگران چگونه می توانند به شما ایمان بیاورند؟

 

در اینجا هفت روش وجود دارد که عوامل پلیس یاد می گیرند تا اعتماد به نفس خود را تقویت کنند. تمرینات ذهنی که می توانید برای افزایش اعتماد به نفس خود از آن استفاده کنید:

 

1. از سد افکار و عقاید محدود کننده عبور کنید


ما در دوران کودکی فکر می کنیم می توانیم دنیا را تسخیر کنیم ، اما در جایی بین کودکی و بزرگسالی ، اشتیاق و تمایلات طبیعی ما به رویاهای بزرگ از بین می رود. گاهی والدین و مربیان اعتقادات خود را درباره آنچه در زندگی می توانیم و نمی توانیم انجام دهیم، تحمیل می کنند.

 

اگر مربیان آکادمی پلیس ما را از سد عقاید محدود کننده عبور نمی دادند، قطعا آنها وظیفه خود را به درستی انجام نداده بودند.

 

حالا راه حل چیست؟

با قرار گرفتن در معرض موقعیت های مختلف و گذر از شرایط ناخوشایند ، محدودیت های خود را پیدا کنید.

پس از اطمینان به خود ، از آنچه می توانید به دست آورید متعجب خواهید شد.

 

2. هرگز حافظه را با حقایق، اشتباه نگیرید.

 

حافظه ما اطلاعات را دقیقاً آن طور که به ما ارائه می شود، ذخیره نمی کند. در عوض ما اصلی به نام تجربه را استخراج و آن را به روش هایی که هر کدام مختص به خودمان است، در ذهن مان ذخیره می کنیم. به همین دلیل است که افراد مختلفی که شاهد یک واقعه بزرگ هستند، اغلب رفتارهای مختلفی در آینده نسبت به آن واقعه دارند.

 

مغز شما جهت گیری تأییدی داخلی دارد. این بدان معنی است که اطلاعاتی را ذخیره می کند که با اعتقادات ، ارزش ها و تصویر شخصی شما سازگار باشد. این سیستم حافظه انتخابی، به شما کمک می کند تا مغز بیش از حد از اطلاعات اضافی سرریز نشود.

 

بنابراین متوجه می شوید که حافظه شما همیشه اطلاعات دقیق را در اختیار شما قرار نمی دهد. به عنوان مثال اگر اعتماد به نفس پایینی دارید ، مغز شما تمایل به ذخیره اطلاعاتی دارد که عدم اعتماد به نفس شما را تأیید می کند. این همان چیزی است که شما در مورد یک رویداد خاص به یاد می آورید.

 

حالا راه حل چیست؟

واقعیت ها و خاطره هایی را که حاوی اعتقادات محدودکننده برای شماست، بار دیگر مرور کنید و سعی کنید دیدگاه دقیق تری در مورد رویدادها بدست آورید. با دیگران صحبت کنید، چرا که ممکن است دیدگاه متفاوت و بهتری از شما داشته باشد.

 

3. با خود صحبت کنید.

 

این ممکن است دیوانه وار به نظر برسد ، اما موثر است. صحبت با خود می تواند شما را باهوش تر کند، حافظه شما را بهبود بخشد، به شما در تمرکز و حتی افزایش عملکرد ورزشی کمک کند.


مستند The Human Brain ادعا می کند که ما در هر دقیقه بین 300 تا 1000 کلمه با خود صحبت می گوییم. نیروی دریایی و نیروهای ویژه، از نیروی گفتگوی مثبت با خود به عنوان راهی برای گذراندن اوقات سخت استفاده می کنند.

 

 

به عنوان مثال با آموزش به تازه استخدام شده ها كه دارای ذهنی آهنین باشند و با خودشان صحبت مثبت كنند ، آنها می توانند یاد بگیرند كه چگونه ترس ناشی از سیستم لیمبیك مغز (بخشی اولیه از مغز را كه به ما كمك می كند تا با اضطراب مقابله كنیم) را نادیده بگیریم.

 

حالا راه حل چیست؟

مثبت باشید، زیرا نحوه گفتگو با خود بر پاسخ سیستم عصبی شما به آن تأثیر می گذارد. وقتی می گویید "من می دانم که در اینجا چه کاری باید انجام دهم" یا کارها را به جای یک مشکل، به عنوان یک چالش می بینید ، شما پاسخ خود را به یک پاسخ مثبت تبدیل کرده اید.

 


4- برای غلبه بر جهت گیری به سوی منفی نگری، مثبت بیندیشید.


از روزهای ابتدایی ، انسان های اولیه یاد گرفتند که یا غذا بخورند یا غذای دیگر جانواران باشند. جهت گیری منفی طبیعی ما، ما را برای هزاران سال از خطر در امان نگه داشته است.

 

اما از طرفی هر چیز جدید یا متفاوت تهدیدی برای بقای ما نیست. این جهت گیری منفی می تواند اعتماد به نفس ما را از بین ببرد، زیرا ما بسیار سخت گیر هستیم که به همه کارهایی که اشتباه انجام داده ایم، دائما فکر کنیم.

 

به ماموران پلیس آموزش داده می شود که چیزهای خوب را برای ذهن خود شکار کنند. در بعضی مواقع ممکن است سخت باشد، زیرا اطلاعات مثبت به راحتی در ذهن از بین می روند، اما اطلاعات منفی به انتهای ذهن می چسبند!

 

حالا راه حل چیست؟

- برای مقابله با هر فکر منفی، آن را با پنج فکر مثبت جایگزین کنید.
- قبل از اینکه به فکر مثبت بعدی بروید ، بگذارید هر فکر مثبت 20 ثانیه در ذهن تان بماند.
- احساسات خوب و بد را همزمان بپذیرید.
- سعی نکنید موارد منفی را سرکوب کنید.

 

5- سطح کنجکاوی خود را بالا ببرید.


کنجکاوی، ویژگی مهمی برای پلیس در تحقیقات و همچنین یک حس کلیدی برای هر کسی است که می خواهد مطمئن و موفق باشد.

 

حاصل کنجکاوی، رشد مادام العمر است. اگر کنجکاو بمانیم ، می توانیم آموزش ببینیم و ذهن و قلب ما هر روز بزرگتر می شود. ما می توانیم ذهن خود را همیشه با نگاهی رو به جلو و کشف تجربیات و اطلاعات جدید حفظ کنیم.

 

حالا راه حل چیست؟

سوال کنید و کنجکاو باشید زیرا :
- ذهن شما را به جای انفعال و سکون، فعال می کند.
- شما را تشویق می کند که بیشتر به دنبال ایده های جدید باشید.
- جهان ها و امکانات جدیدی را  پیش روی شما باز می کند.

 

6. بر عدم اعتماد به نفس غلبه کنید.

 

اگر اعتماد به نفس ندارید ، همیشه احساس می کنید زیر دِین و منت دیگران هستید. وقتی ذهنیت قربانی را از خود تصور می کنید ، دیگر در برابر موانع اجتناب ناپذیر زندگی و سدها مقاومت نمی کنید.

 

 

مأموران پلیس به جایی که نیاز باشد می روند ، نه به جایی که احساس راحتی کنند. آنها در اداره تحقیقاتی را برای من تعیین کردند که نمی دانستم چگونه آنها را حل کنم. اما فکر من این بود: "مرا به میان هر تیم یا هر موقعیتی ، هر کجا و هر زمان بینداز، من نمی ترسم زیرا اطمینان دارم هر جا که باشم موفق خواهم شد."

 

حالا راه حل چیست؟

هیچ کس به جز شما، شما را از دستیابی به آنچه می خواهید بدست آورید باز نمی دارد. وقت آن است که نقاطی را که در آن به خود شک دارید، شناسایی کرده و موانع موجود را برطرف کنید.

 

7. با ترس های خود روبرو شوید.

 

وقتی احساس کنترل بر زندگی خود می کنیم، نمی ترسیم. وقتی با چیزی راحتی داشته باشیم ، ترسناک نیست. اما وقتی احساس کنترل نداریم، قدرت صحیح فکر کردن نداریم، زیرا مغز احساسی ما روی صندلی راننده نشسته و موقعیت و مسیر ما را خودش کنترل می کند.

 

برای افزایش ایمنی، به عوامل پلیس آموزش داده می شود که به تهدید نزدیک شوند. اجتناب ، انکار یا نادیده گرفتن ترس هیچ فایده ای ندارد.

 

حالا راه حل چیست؟

رونالد سیگل ، استاد دانشکده پزشکی هاروارد ، این موضوع را در کتاب خود "راه حل ذهن آگاهی" توصیه می کند:

"به بدترین ترس خود فکر کنید. با آن وقت بگذرانید. حالا با نزدیک شدن به آن ترس خود را بیشتر کنید. بدترین اتفاق ممکن را تصور کنید. اکنون بر نفس کشیدن خود تمرکز کنید. بدن خود را آرام کنید. ببین ، تو نمردی ، مگر نه!؟ همین راه را ادامه دهید، شما در راه غلبه بر ترس خود هستید."

 

حرف آخر
اگر به خودتان اعتقاد ندارید ، چگونه انتظار دارید که دیگران به شما اعتقاد داشته باشند؟
پس از همین امروز شروع کن ....

تگ ها: