وبلاگ دووایت - بروزترین مقالات فریلنسینگ و موفقیت

جدیدترین اخبار و مقالات فریلنسینگ و دورکاری

فریلنسینک را با ما بیاموزید

فریلنسینک را در دووایت بشناسید

8 راه برای غلبه بر ترس و بیرون آمدن از منطقه امن خود
8 راه برای غلبه بر ترس و بیرون آمدن از منطقه امن خود
ترس بخشی طبیعی و اساسی در رشد انسان است. هر بار که آگاهانه تصمیم می گیریم از منطقه امن خود خارج شویم، تحمل مسائل ناراحت کننده بعدی کمی آسان تر می شود.   ما از اعضای شورای کارآفرین جوان(Young Entrepreneur Council) پرسیدیم که چگونه آنها گام های کوچک، اما قدرتمند را روزانه بر می دارند و از غار ترس خود بیرون می آیند.   آنچه آنها گفته اند را در ادامه مشاهده می کنید :   1. هیچ چیز را بدیهی و همیشگی در نظر نگیرید.   من به همان اندازه که از موفقیت هایم آموخته ام، چیزهای زیادی هم از رنج هایم آموخته ام و به همین دلیل قدردان این رنج ها هستم. طلاق گرفتن، جدا کردن راه از یک شریک تجاری و امثال آن.   رنج و عذاب مرا به جایی رسانده است که سعی می کنم هیچ چیز را به صورت قطعی و همیشگی نپذیرم. وقتی تجارت و روابط خود را امری همیشگی و... (ادامه مطلب)

قطعی بدانید، رسیدن به راحتی و آرامش را برای خودتان سخت تر می کنید. - Robby Berthume   2. روال و جریان عادی کاری خود را تغییر دهید   روال ها به همان اندازه که برای بهبود کارایی هستند، برای راحتی هم هستند. هر روز ، برنامه های روزمره خود را هرچند کوچک اما به طور معنی داری تغییر می دهید.     من مسیر جدیدی را برای کار طی خواهم کرد، ساعت های متفاوتی از روز را برای ناهار انتخاب می کنم و به جای آسانسور، از پله ها استفاده می کنم. تغییرهای کوچک در زندگی روزمره من منجر به ملاقات با افراد جدید و دیدن مناظر مختلف می شود که به شروع ایده های کاری و زندگی شخصی من کمک می کند. —Kim Kaupe   3. به سمت ترس های خود حرکت کنید   من فهمیده ام که کارهایی که می ترسم انجام دهم، اغلب مواردی هستند که بیشترین پتانسیل را برای رشد زندگی من دارند. اکنون وقتی از کاری احساس ترس می کنم، متوجه می شوم که این همان کاری است که باید انجام دهم.  —Mark Krassner   4- تا زمانی که احساس راحتی می کنید، چیزهای جدیدی را امتحان کنید هر چیزی که با آن دست و پنجه نرم کنم، سعی می کنم رویکردهای مختلف را در برابر آن امتحان کنم تا اینکه دیگر از آن نترسم.   گاهی اوقات رسیدن به راحتی و آرامش مدتی ممکن است طول بکشد ، بنابراین من روزانه روش های مختلفی را امتحان می کنم تا به این راحتی برسم. سپس به سراغ چیزهای ناراحت کننده بعدی می روم تا آن ها را حل کنم. —Drew Hendricks   5. سوالاتی را که افراد دیگر دوست ندارند، بپرسید من می خواهم از کارمندانم، مشتریانم و آنچه که بین آنهاست مطلع باشم. این بدین مع... (ادامه مطلب)

ترسم انجام دهم، اغلب مواردی هستند که بیشترین پتانسیل را برای رشد زندگی من دارند. اکنون وقتی از کاری احساس ترس می کنم، متوجه می شوم که این همان کاری است که باید انجام دهم.  —Mark Krassner   4- تا زمانی که احساس راحتی می کنید، چیزهای جدیدی را امتحان کنید هر چیزی که با آن دست و پنجه نرم کنم، سعی می کنم رویکردهای مختلف را در برابر آن امتحان کنم تا اینکه دیگر از آن نترسم.   گاهی اوقات رسیدن به راحتی و آرامش مدتی ممکن است طول بکشد ، بنابراین من روزانه روش های مختلفی را امتحان می کنم تا به این راحتی برسم. سپس به سراغ چیزهای ناراحت کننده بعدی می روم تا آن ها را حل کنم. —Drew Hendricks   5. سوالاتی را که افراد دیگر دوست ندارند، بپرسید من می خواهم از کارمندانم، مشتریانم و آنچه که بین آنهاست مطلع باشم. این بدین معنی است که مکالمه های مکرر با کارمندانم برقرار می کنم و همچنین با مشتری هایم از طریق تلفن مکالمه می کنم تا دریابم که آنها دوست دارند در تجارت من چه تجربیاتی را بدست آورند. —Zev Herman   6. مکالمه با غریبه ها را شروع کنید   من واقعاً لذت می برم از صحبت کردن با مردم ، و متوجه شدم که شروع مکالمه با شخصی که در کنار من است ، در حالی که منتظر سرویس حمل و نقل و یا در حال خوردن غذا در یک رستوران هستم، یک روش عالی برای غلبه بر خجالت من برای ارتباط با افراد جدید است. این همچنین یک روش خوب برای یادگیری چیزهای شگفت انگیز در مورد جهان و مردم آن است. —Matt Doyle   7. با چیزهایی موافقت کنید که به طور معمول آنها را رد می کنید   گاهی اوقات وقتی کسی چیزی را به من پیشنهاد می کند من معمولاً از آن امتناع می کنم، اما نکته جالب اینجاست که دوست دارم خودم را با گفتن بله به آن پیشنهاد غافلگیر کنم!   خواه این پیشنهاد تجاری بوده مانند آزمایش یک استراتژی جدید یا قبول دعوت برای عضویت در یک تیم ورزشی آماتور برای آخر هفته ها باشد. حتی اگر این موافقت نتیجه ندهد، من چیزهایی جدید و متفاوتی را تجربه کرده ام. —Russell Kommer   8. لیستی از اهدافی که موجب رشد می شوند را آماده کنید من لیستی از اهدافی که زمینه ساز رشد من هستند را آماده کرده ام. مواردی مانند "تمرین سخنرانی در جمع" ، "خطر کردن" ، "کشف یک ایده جدید و عجیب". من لیست را نزدیک خودم نگه می دارم و همیشه سعی می کنم در انتهای هر روز آن را بخوانم.   از آنجا که دائما لیست را می خوانم، می دانم که در برابر آن باید پاسخگو باشم و به آن عمل کنم. —Nicole Munoz   ... (ادامه مطلب)
7 لایک    
۷ کلید سرعت بخشیدن به پروسه موفقیت :
۷ کلید سرعت بخشیدن به پروسه موفقیت :
  اهداف ثابت و مشخصی را تعیین کنید. برای کسب موفقیت سریع، باید اول از همه یک نقشه راه برای کارتان تعیین کنید. در کل، نمی توانید به موفقیت سریع دست یابید اگر نقطه پایان یا هدف نهایی در ذهنتان را تعیین نکرده باشید. تعریف موفقیت هرفرد متفاوت است، بنابراین مهم است که اهداف شخصی خود را تعیین کنید. می خواهید به چه چیزی یا چه جایگاهی در کارتان برسید؟ تاجایی که می توانید به طور خاص و مشخص آن چیزی را که می خواهید تعیین کنید زیرا تنها زمانی که شما اهداف مشخص و ثابتی را تعریف کرده باشید، می توانید گامهای عملی مشخصی را به سمت اهدافتان بردارید. اهداف بزرگ و طولانی مدت در ایجاد یک ساختار یا چارچوب کاری به شما کمک می کنند. با داشتن هدف در ذهنتان، می توانید اهداف کوچکتری ایجاد کنید که به عنوان نقاط عطف قابل دستیابی ( achievabl... (ادامه مطلب)

e milestones ) عمل می کنند. از طریق ایجاد هدف بلندپروازانه، همیشه یک منبع انگیزه ای برای کار بیشتر و سخت تر خواهید داشت که به شما در کسب موفقیت کمک خواهد کرد. یک برنامه روزانه مدون را ایجاد کنید و خود را به انجام آن متعهد بدانید.  اکثر افراد موفق از قبل این مطلب را می دانند که : یک سود و منفعت بزرگ در تکرار کردن وجود دارد. برنامه روزانه مدون و روتین باعث ادامه حرکت و تلاش روبه جلو شده و در رشد و پیشرفت به شما کمک می کند. از یک طرف، اگر به برنامه روزانه و روتین اجازه دهید، بررسی میزان پیشرفتتان با گذشت زمان بسیار آسان تر می شود. از طرفی دیگر، برنامه روزانه و روتین به شما در تثبیت عادت های خوب کمک می کند که می تواند در کسب موفقیت بسیار سریع در کارتان کمک کننده باشد. برای مثال، در برنامه روزانه و روتین خود هر شب یک ساعت بعد از شام را به خواندن مقالات مربوط به شغلتان اختصاص دهید. این فعالیت مانند ماهیچه حافظه ( muscle memory ) عمل خواهد کرد. به دلیل داشتن یک برنامه روتین مثبت و مفید، غالبا نتایج داشتن این برنامه روتین خیلی سریع برای شما نمایان خواهد شد.   مربی پیدا کنید. بسیاری از افراد فوق العاده موفق در یک چیز اشتراک دارند: آنها مربی داشته اند. مربی فردی است که شغلی مشابه شما اما با سابقه ب سیار بیشتر دارد. به دلیل داشتن تجربه، آنها می توانند راهنمایی و اطلاعات مربوط در مورد مسیری شغلی که انتخاب کرده اید را به شما پیشنهاد دهند. آنها همچنین می توانند شما را از طریق کارهایی مانند برحذر داشتن از مشکلات احتمالی و به کارگیری روش یا رویکرد احتمالی برای برداشتن قدم های بعدی در شغل... (ادامه مطلب)

برای مثال، در برنامه روزانه و روتین خود هر شب یک ساعت بعد از شام را به خواندن مقالات مربوط به شغلتان اختصاص دهید. این فعالیت مانند ماهیچه حافظه ( muscle memory ) عمل خواهد کرد. به دلیل داشتن یک برنامه روتین مثبت و مفید، غالبا نتایج داشتن این برنامه روتین خیلی سریع برای شما نمایان خواهد شد.   مربی پیدا کنید. بسیاری از افراد فوق العاده موفق در یک چیز اشتراک دارند: آنها مربی داشته اند. مربی فردی است که شغلی مشابه شما اما با سابقه ب سیار بیشتر دارد. به دلیل داشتن تجربه، آنها می توانند راهنمایی و اطلاعات مربوط در مورد مسیری شغلی که انتخاب کرده اید را به شما پیشنهاد دهند. آنها همچنین می توانند شما را از طریق کارهایی مانند برحذر داشتن از مشکلات احتمالی و به کارگیری روش یا رویکرد احتمالی برای برداشتن قدم های بعدی در شغلتان شما را راهنمایی کنند. مربی می تواند غالبا تسهیل کننده ایجاد رابطه یا شبکه بین شما و افراد دیگری که نیز می توانند بیشتر در کارتان به شما کنک کنند، هستند. داشتن یک مربی می تواند از راه های مختلفی به شما سود برساند، و قطعا داشتن یک مربی و راهنما خیلی سریع از نداشتن آن می تواند شما را به موفقیت برساند. برنامه روتین زندگی تان را ساده کنید. چه خواهد شد که اگر به شما بگویم که می توانید زندگی تان را ساده کنید و تمام موانعی که باعث عدم ر سیدن به موفقیت می شود را کنار بزنید؟ روتین های مثبت ( positive routines ) در رسیدن سریع تر به موفقیت در کارتان کمکتان می کنند. اما داشتن عادت های بد و روتین های تلف کننده یا هدر دهنده زمان می توانند تأثیر برعکسی داشته باشند. بنابراین چطور می توانید عادت های بد را از برنامه روزانه و روتین خود حذف کنید؟ اول، این نکته را در نظر داشته باشید که تمام کارهایی که زمان شما را می گیرد هیچ کمکی به پیشرفت و رشد شغلی تان نمی کنند. می دانند کارهایی مانند چک کردن هر روزه توییتر برای چند دقیقه، یا در آمازون در حال گشتن بودن در حالی که باید در حال کار می بودید. وقتی که این زمان های پرت خودتان را تعیین کردید، سخت کار و تلاش کنید که آنها را حذف و یا حداقل تکرار آنها را به حداقل ممکن برسانید. این کار به حذف و از بین بردن منظم عوامل حواس پرتی ( distractions ) در مقابل افزایش توانایی شما در تمرکز کردن خواهد شد، که خیلی سریع تر به موقعیت شغلی مورد علاقه تان خواهید رسید. نه گفتن را یاد بگیرید. نویسنده Herbert Bayard بیان می کند، (( نمی توانم یک فرمول مشخص و مطمئن برای موفقیت را برایتان ارائه کنم، اما می توانم برای شکست فرومولی را ارئه کنم: سعی کنیم همیشه رضایت تمام افراد را جلب کنید )). گفتن بله آسان و موجب قدردانی و سپاگذاری است. اما اگر خیلی زیاد بله بگویید، آن می تواند باعث نابودی و بدبختی شما گردد. اگر به فردی بله بگویید، احتمالا به بسیاری از پروژه ها و تعهدات جواب مثبت داده اید. یا اگر از آن تیپ افرادی هستید که به آسانی با هرچیزی موافقت می کنید بنابراین در آخرین لحظه خسته شدن و شکست می خورید. در هر صورت، هیچکدام از این تمایلات کمکی به پیشرفت شغلی شما نمی کند. گفتن نه می تواند سخت باشد، اما گفتنش در طولانی مدت معمولا بهتر و آسانتر می شود. گفتن نه نشاندهنده ی صداقت شما است و اجازه نمی دهد که وارد انجام کراهای زمان بری شوید که هیچ ت... (ادامه مطلب)
4 لایک    
6 روش هوشمندانه برای ایجاد احساسات مثبت
6 روش هوشمندانه برای ایجاد احساسات مثبت
افرادی که نیمه پر لیوان را می بینند، مسلماً نسبت به افراد بدبین دنیا خوشحال ترند. یادگیری مثبت اندیشی بسیار ارزشمند است. با این حال، تغییر روش فکر شما می تواند به طرز شگفت انگیزی تاثیر گذار باشد، به ویژه هنگامی که کار  برایتان سخت می شود.    تمرینات سریع و موثر می تواند به شما کمک کند تا احساس شادی بیشتری داشته باشید ، از اضطراب جلوگیری کنید ، قدرت اراده خود را افزایش دهید و روابط را تعمیق و اعتماد به نفس را تقویت کنید.   این ایده به اوایل قرن 20 و به کار فیلسوف ویکتوریایی ویلیام جیمز برمی گردد. جیمز که در دانشگاه هاروارد کار می کرد ، نظریه جدیدی بنیادی در مورد ارتباط بین تفکر و رفتار ارائه داد. طبق خرد متعارف ، افکار و احساسات شما باعث می شود که از طرق خاصی رفتار کنید. احساس خوشبختی ایجاد بخند می کند ... (ادامه مطلب)

و احساس غم و اندوه باعث اخم شما می شود. جیمز به این نتیجه رسید که نحوه رفتار شما می تواند احساس شما را تغییر دهد.     در اینجا 10 تمرین عملی برای تقویت روحیه مثبت اندیشی آورده شده است :   1. احساس خوشبختی بهبود خلق و خوی شما چیزی بیشتر از مجبور کردن صورت به لبخندی کوتاه و ناخوشایند است که در یک چشم به هم زدن پایان می یابد. بجای آن : عضلات پیشانی و گونه های خود را شل کنید و بگذارید دهان شما کمی باز شود. لبخند را تا حد ممکن عریض تر کرده و عضلات ابرو را کمی به سمت بالا بکشید. این شکل صورت را حدود 20 ثانیه حفظ کنید. سعی کنید این تمرین را در برنامه روزمره خود بگنجانید ، مثلاً لبخند زدن قبل از پاسخ دادن به تلفن یا نشستن پشت میز کار   2. ادامه دادن محقق، شیوپینگ لی از دانشکده بازرگانی دانشگاه ملی سنگاپور از هر یک از شرکت کنندگان در یک مطالعه خواست یکی از تصمیمات اخیر خود را که از انجام آن پشیمان شده اند، بنویسند. سپس لی از برخی از شرکت کنندگان خواست تا این حسرت خود را در یک پاکت مهر و موم شده قرار دهند. کسانی که این کار را انجام دادند ، در مورد تصمیمات گذشته خود احساس بهتری داشتند. اگرچه آنها فقط در حال رفع این مشکلات تنها به صورت فیزیک صورت بودند، اما این اقدامات به آنها كمك كرد تا به آرامش روانی نیز برسند.   دفعه بعدی که می خواهید بر ناراحتی از دست دادن مشتری یا یک تصمیم بد تجاری غلبه کنید، شرح مختصری از آنچه اتفاق افتاده را روی یک کاغذ بنویسید ، کاغذ را در یک پاکت بگذارید و با گذشته خداحافظی کنید.   3. قدرت اسرار هرچه دو همکار یا دو زوج بیش... (ادامه مطلب)

محقق، شیوپینگ لی از دانشکده بازرگانی دانشگاه ملی سنگاپور از هر یک از شرکت کنندگان در یک مطالعه خواست یکی از تصمیمات اخیر خود را که از انجام آن پشیمان شده اند، بنویسند. سپس لی از برخی از شرکت کنندگان خواست تا این حسرت خود را در یک پاکت مهر و موم شده قرار دهند. کسانی که این کار را انجام دادند ، در مورد تصمیمات گذشته خود احساس بهتری داشتند. اگرچه آنها فقط در حال رفع این مشکلات تنها به صورت فیزیک صورت بودند، اما این اقدامات به آنها كمك كرد تا به آرامش روانی نیز برسند.   دفعه بعدی که می خواهید بر ناراحتی از دست دادن مشتری یا یک تصمیم بد تجاری غلبه کنید، شرح مختصری از آنچه اتفاق افتاده را روی یک کاغذ بنویسید ، کاغذ را در یک پاکت بگذارید و با گذشته خداحافظی کنید.   3. قدرت اسرار هرچه دو همکار یا دو زوج بیشتر یکدیگر را بشناسند ، اطلاعات شخصی بیشتری را افشا می کنند. آرتور آرون ، روانشناس ، از دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک تعجب کرد که وقتی از دو نفر درخواست می شود اطلاعات شخصی یکدیگر را بهم بگویند، باعث می شود که آنها به شدت به یکدیگر نزدیک شوند. هنگام استفاده از این تکنیک برای تعمیق روابط خود با یک همکار یا یکی از اعضای خانواده یا یک دوست، صمیمی تر باشید و مطمئن شوید که هر دو از گفتگو راحت هستید.   4. مرا بکش - تو را هل می دهم اگر رژیم دارید ، سعی کنید طوری رفتار کنید که انگار غذای ناسالم را دوست ندارید. تحقیقات نشان می دهد که با هل دادن و دور کردن یک شیء از خود(و به گونه ای رفتار می کنید که انگار از آن خوشتان نمی آید) ، باعث می شود از آن شی متنفر شوید.   در حالی که کشیدن و جذب آن به سمت خود (طوری رفتار کنید که انگار از آن خوشتان آمده است) احساس مثبت تری نسبت به آن ایجاد می کند. دفعه دیگر که با بشقاب تنقلات شیرین یا سرخ شده روبرو شدید ، کافی است بشقاب را از خود دور کرده و متوجه شوید که وسوسه تان کمرنگ تر خواهد شد.   برعکس ، اگر در کار فروش هستید و می خواهید مشتریان نسبت به محصول شما احساس مثبت تری داشته باشید، سعی کنید محصولتان را مقابل آنها قرار دهید و آنها را تشویق کنید تا رفته رفته به محصول نزدیک تر شوند.   5. ژست قدرت مطالعه ای که در دانشگاه کلمبیا انجام شد ، نشان داد که وقتی افراد "در ژسات قدرت قرار می گیرند" ، اعتماد به نفس بیشتری را احساس می کنند، سطوح بالایی از تستوسترون دارند و سطح کورتیزول (ماده شیمیایی مرتبط با استرس) آنها پایین می رود.   بنابراین اگر نشسته اید ، به پشت خم شوید ، به بالا نگاه کنید و انگشتان خود را پشت سر خود قفل کنید. اگر ایستاده اید ، پاها را صاف روی زمین قرار دهید و شانه ها را به عقب و سینه را به جلو فشار دهید.   توماس شوبرت روانشناس از دانشگاه اسلو از گروهی از مردان خواست كه به میزان اعتماد به نفس خود امتیاز دهند، سپس برای چند ثانیه دست خود را به مشت کنند و سپس اعتماد به نفس خود را دوباره ارزیابی كنند. بدن داوطلبان بر مغز آنها تأثیر می گذارد. مردان از افزایش اعتماد به نفس قابل توجهی برخوردار شدند، زیرا آنها لحظاتی را برای مشت کردن و گرفتن حس قدرت صرف کردند. 6. شکستن عادت ها شما می توانید رفتارهای ناخواسته را ترک کنید، به این روش که طوری رفتار کنید که گویی شخصی هستید که ه... (ادامه مطلب)
3 لایک    
5 اشتباهی که این افراد موفق هرگز مجددا مرتکب نخواهند شد
5 اشتباهی که این افراد موفق هرگز مجددا مرتکب نخواهند شد
هیچ کس بدون مواجهه با چالش ها و مشکلات یا عقب نشینی از مسیر، خود را به اوج نرسانده است. وقتی به اندازه کافی شکست بخورید و تسلیم نشوید، در نهایت موفق خواهید شد.   این پنج کارآفرین، بزرگترین شکست ها را داشته اند و تجربیات حاصل شده از شکست های آنها، می تواند شما را به بهترین شکل در طی نمودن مسیر به سمت موفقیت یاری رساند :     1) من به اندازه کافی آزمایش نمی کردم. بزرگترین شکست های من ناشی از آن بود که به اندازه کافی نتایج کار را تست و آزمایش نکردم و با عجله تصمیمهای عجولانه گرفتم. گاهی اوقات فراز و نشیب ها می تواند شما را به بیراهه ببرد.   در سال 2009 ، نزدیک به سه سال در حال فعالیت در یکی از  مشاغل خودم بودم. سرانجام به من ضربه زد که باید با قیمتی که از آن گرفتیم آزمایش کنم. تیم بازاریابی من آزمون تقسی... (ادامه مطلب)

م A / B (A/B split test) را انجام دادند. یک هفته بعد ، من متنی درباره نتایج آزمایش دریافت کردم: " مطمئن نیستم که بخواهید این را بشنوید." متن توضیح می داد که ما باید هزینه بالاتری را برای سه سال گذشته دریافت می کردیم. این اشتباه، 8 میلیون دلار خالص برای ما هزینه در برداشت.   این یک درس بسیار دردناک بود. هر زمان که به فکر راه اندازی یک شغل یا محصول جدید هستید، همیشه در ماه اول چند تست تقسیم A / B را انجام دهید. در سال ها تجارت ، من این را درس را آموخته ام : "کسی که بهترین و سریع ترین آزمایش ها را انجام می دهد/ف معمولاً برنده است."   - تای لوپز ، سرمایه گذار و مشاور بسیاری از مشاغل چند میلیون دلاری     2) در هر کاری خودم را درگیر می کردم   وقتی من به "شکست" فکر می کنم است ، درست زمانی یادم می آِید که بیش از حد از خودم کار می کشیدم و خودم را در هر پروژه ای وارد می کردم. بین سالهای 2009 و 2011 ، من خیلی در فرصت های جدیدی سرمایه گذاری می کردم ، اما مقدار زیادی از توان خودم را صرف این سرمایه گذاری ها کردم.   من شرکای خود را بر اساس معیارهای اشتباه انتخاب کردم. کسانی که علاوه بر سرمایه به حمایت زیادی نیز نیاز داشتند. من فکر می کردم می توانم 100 درصد این تعهدها را بپذیرم. من می خواستم تا آنجا که ممکن است درگیر کار شوم. آن زمان بود که اوضاع خراب شد: من نمی توانستم خودم را به اندازه کافی در هر پروژه و کاری درگیر کنم تا بتوانم تأثیرگذار باشم.   با سرمایه گذاری های اخیر ، من باهوش تر شده ام. من با افرادی کار می کنم که مهارت هایی مشابه مهارت های من را دارند، بنابراین می توا... (ادامه مطلب)

"شکست" فکر می کنم است ، درست زمانی یادم می آِید که بیش از حد از خودم کار می کشیدم و خودم را در هر پروژه ای وارد می کردم. بین سالهای 2009 و 2011 ، من خیلی در فرصت های جدیدی سرمایه گذاری می کردم ، اما مقدار زیادی از توان خودم را صرف این سرمایه گذاری ها کردم.   من شرکای خود را بر اساس معیارهای اشتباه انتخاب کردم. کسانی که علاوه بر سرمایه به حمایت زیادی نیز نیاز داشتند. من فکر می کردم می توانم 100 درصد این تعهدها را بپذیرم. من می خواستم تا آنجا که ممکن است درگیر کار شوم. آن زمان بود که اوضاع خراب شد: من نمی توانستم خودم را به اندازه کافی در هر پروژه و کاری درگیر کنم تا بتوانم تأثیرگذار باشم.   با سرمایه گذاری های اخیر ، من باهوش تر شده ام. من با افرادی کار می کنم که مهارت هایی مشابه مهارت های من را دارند، بنابراین می توانم به طور موثرتری کارهایم را به آنها محول نمایم.   آنچه بیشتر از همه آموخته ام این است: اعطای وظایف به دیگران خودخواهی یا تنبلی نیست. این به معنی نقطه ضعف شما نیست. این به معنی یک رهبر خوب بودن و دانستن زمان برون سپاری کارها است. راه اندازی یک سازمان بزرگتر به این معنی است که شما قادر نخواهید بود هر پروژه را خودتان انجام دهید.   آیا سعی دارید بیش از حد کارها را انجام دهید؟ نخستین نکته مهم این است که 99.9 درصد موارد مهم نیستند. اگر می توانید یاد بگیرید که خود را رها کنید و متوجه شوید که بیشتر کارها آنقدرها هم مهم نیستند، اجازه دادن به شخص دیگری برای انجام کارها بسیار راحت تر می شود.   - گری واینرچوک ، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت VaynerMedia (700 کارمند با بیش از 100 میلیون دلار درآمد سالانه) ، نویسنده نیویورک تایمز در Planet of the Apps     3) من بیش از حد اعتماد داشتم. تفکرات نادرست من منجر به بزرگترین عقب نشینی ها برای من شد. یکی از بزرگترین نقاط ضعف من، توانایی استخدام افراد مناسب برای نقش های مناسب بوده است. من بسیار به به کسانی که استخدام می کردم اعتماد داشتم و آنها را به عنوان یک شریک معرفی می کردم که می توانند به کسب و کار من کمک کنند تا به سطح بالاتری برسد.   بی صبر بودن بیش از حد من برای انجام یک ارزیابی کاملی که ببینم آیا آنها مناسب هستند یا خیر ، من در یک رابطه با امید و آرزو فرو می رفتم. هنگامی که سقوط اجتناب ناپذیر اتفاق می افتاد ، من آنها را پشتیبانی می کردم ، کاستی های آنها را جبران می کردم و حتی بیشتر امیدوارم که پس از این کار من، آنها عملکرد خود را به خوبی انجام دهند.   من از نظر شناختی ضرورت استخدام آرام و در نتیجه حرکت سریع برای رسیدن به هدف یا "قرار دادن شخص درست بر روی صندلی درست" را درک نمی کردم ، نقاط ضعف من در این کار باعث می شد که از قوانین چشم پوشی کنم. این منجر به یک عقب نشینی و پسرفت چند ساله از طریق روی دادن مجموعه ای از  اتفاقات نامناسب مثل خروج های ناگهانی و فاجعه بار نیروها، کارهای پر از شیطنت ، ایده های تجاری به سرقت رفته و منافع شخصی از میان رفته شد.  من اکنون به یک فرآیند دقیق بررسی ، که فرهنگ و معیارهای مالی را متحول کرده است ، تکیه می کنم. اگر بر اساس تفکرات نادرست یا ناقص خود عمل می کنید، انتظار عقب نشینی یا شکست را داشته باشید.   - مارک دیوین ، فرمانده بازنشسته نیروی دریایی ... (ادامه مطلب)
4 لایک    
مشاهده بیشتر
کاری برای انجام دارید؟
برون سپاری کارها
دنبال کار هستید؟
انجام کار و کسب درآمد

              ایجاد پروژه